فراموش

فراموش شد

و من در لفافِ قطع نامه یِ میتینگِ بزرگ متولّد شدم

تا با
مردمِ اعماق بجوشم و با وصله هایِ زمان ام پیوند یابم.

تا به سانِ سوزنی فرو
رَوم و بَرآیم

و لحاف پاره یِ آسمان هایِ نامتّّحدِ را به یک دیگر وَصله زنم

تا مردمِ چشمِ تاریخ را بر کلمه یِ همه دیوان ها حک کنم
ـــ

مردمی که من دوست می دارم

سهم ناک تر از بیش ترین عشقی که هرگز
داشته ام!

روزت مبارک مادرم...

/ 1 نظر / 5 بازدید
برده ولی آزاد

چنان درگیر چاله های پشت سر بودم که چاه پیش رو را ندیدم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] خوشا آنانکه با گذر عمر پیر و با کهنه شدن عشق جوان می شوند. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] من اگر فکر کنم همیشه برنده ام با اولین شکست همیشه بازنده خواهم ماند. شکست پذیرفتنی نوعی برد است [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تقدیم شما از هر آنچه نیکی ست.متشکرم از حضورتون عزیز